ناصر خسرو

25

وجه دين ( فارسى )

پس هركه عمل شريعت با علم كند او حكيم باشد و هركه حكمت يافته باشد به دو خير عظيم و بسيار منفعت رسيده باشد چنان كه خداى تعالى گفت قوله تعالى : وَ مَنْ يُؤْتَ « 1 » الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً « 2 » و از جملهء امت هيچ گروهى نيست كه معنى كتاب و شريعت بجويند مگر به ظاهر آن استاده‌اند و دانستن ظاهر چيزها فعل ستورانست و هركه بر ظاهر گفتار كار كند بر درجهء ستورى بسنده « 3 » كرده باشد ، و خداى تعالى همىگويد مر آن گروه را كه جز ظاهر چيزها ندانند بموجب اين آيت قوله تعالى : يَعْلَمُونَ « 4 » ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ « 5 » هميگويد بدانند از « 6 » آشكارا را از زندگانى اين جهان و ايشان از آن جهان غافلند . پس واجب است بر مردم طلب كردن سرّهائى كه اندر شريعت پوشيده است و كار بستن مر ظاهر آن را بدانش همچنانست كه مردم اندر اين جهان ظاهر است و اندر اين جهان ظاهر ميجويند مر آن جهان پوشيده را . و اگر مردم معنى شريعت را از ظاهر شريعت نجويند و بر ظاهر شريعت بايستند همچنين كسى باشد كه بدين جهان مر آن جهان را نجويد و بدان جهان زيانكار شود از بهر آنكه اين جهان از آنها بشود [ و ] آن جهان پوشيده را نيافته باشند . و چون اين فصل گفته شد اكنون شرح گفتارها و بنيادهاى شريعت از شريعت و شهادت و طهارت و جز آن از زكات « 7 » و صدقات

--> ( 1 ) نخ : يوة . ( 2 ) سوره 2 آيه 272 ( 3 ) نخ : پسنده . ( 4 ) نخ : لا يعلمون ، ( غ غ ) . ( 5 ) سوره 30 آيه 6 ( 6 ) عين عبارت نخ است و ظاهرا « از » زيادى است . ( 7 ) نخ : ذكاة ، ( غ ظ ) .